قهرمان ميرزا عين السلطنه
1186
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
به براتدار عايد شد . پول مىخواهند از دولت يا ملت بلژيك قرض كنند . آنها هم گفتهاند رؤساى ملت هم بايد امضاء اين قرض را بكنند . تمسك شانزده كرور و دويست هزار تومان تنزيل آن از گمرك ايران داده شود . علما قبول نكرده و [ گفتهاند ] كه ما مهر نمىكنيم . به جهت آنكه اين همه پول و تفاوت عمل كجا رفته . حرف خوبى ميرزاى آشتيانى زده كه شما دو كرور امساله به گمرك ايران افزوديد حال دو كرور را هشت ساله به كمپانى بدهيد طلب خود را بردارد . هنوز امضاء نكرده و سخت ايستادهاند كه آنچه بدون استحقاق تاكنون دادهايد برگردانيد ، آنوقت اگر تنخواهى لازم شد كه به درد ملت بخورد حاضريم از داخله يا خارجه قرض كنيم . با وزير اعظم هم كه علما ميانه ندارند . صريح مىگويند صدراعظمى كه به ما پول ندهد به درد نمىخورد . اين روزها امين الدوله عصرها به ديدن آقايان مىرود و برائت ذمه حاصل مىكند . اين اخباراتى است كه از گوشه و كنار مىشنويم ، العلم عند الله . نرفتن به تبريز رفتن تبريز من هم الان معلوم نيست . نمىدانم چه بختى دارم . من پس از آنكه با اين اصرارهاى امير نظام و دستحطها اينجا آمدم دو پست قبل كاغذى نوشته كه عجالة از فرستادن عين السلطنه شتاب نكنيد ، موقع آن عرض خواهم كرد . حضرت و الا جواب خوبى مرقوم داشتند ، تا چه بنويسد . سرد شده است تبريز و راه آن سردتر و سختتر . با اين بىوضعى نمىدانم چه خواهد شد . اين شهرت رفتن ، آن ارائهء احكام و دستخطها ، اين آمدن ، وداع و مرافعهها ، حالا سنگ روى يخ شدن ، خدا را خوش نمىآيد . پيش سر و همسر چه جواب بگويم . قريب چهارصد تومان هم قرض كردهام تومانى چهارصد دينار تنزيل مىدهم . خوب كارى براى خود درست كردم . حقيقة الان هم اينجا تنها ، حضرت و الا يك صيغه گرفتهاند . اندرون شبها مىروند . تنها هستم . چيزى كه هست زود زود پست مىآيد و مىرود . اغلب خودم را مشغول كاغذنويسى و كاغذخوانى مىكنم . الحمد لله همگى سلامت هستند . عكاس خوب عكاس خوبى اينجا آمده چند قطعه عكس از حضرت و الا و من و عمارت چهل ستون انداخت . نوشتم تهران عكس حور العين را انداخته روانه كنند . اول مزه و خوبى او بود . بعد از بيست و شش سال عمر و ده سال زناشوئى خداوند دو دختر كرامت كرد . به نزهت آنقدر علاقه ندارم . حور العين را چون مادرش شير مىدهد محبت من چهار مقابل